من با مردی به نام بشیر که از قوم و خویش دور ما بود ارتباط داشتم. وی به من ابراز علاقه کرد. به مرور علاقه مان به هم زیاد شد و تصمیم گرفتیم با هم ازدواج کنیم اما برای این کار مانع بزرگی به نام یاسین داشتیم.
 حبیبه متهم است پس از ارتباط نامشروع با مردی به نام بشیر با کشیدن نقشه‌ای شوم با همدستی این مرد شوهر خود را از سر راه برداشته است.

۱۳ تیر سال گذشته بود که خبر کشته شدن مردی به نام یاسین به پلیس رباط‌کریم مخابره شد. زن مقتول پس از حضور ماموران به آنها گفت چند ساعت پیش تعدادی سارق وارد منزل آنها شده و پس از به قتل رساندن شوهرش طلاها را هم با خود برده‌اند.

حبیبه پس از انتقال به دادسرا به بازپرس ویژه قتل گفت: «نیمه شب بود که با شنیدن سر و صدایی از داخل حیاط متوجه ورود چند نفر به داخل خانه شدم. شوهرم را بیدار کردم تا ببیند این صداها از کجا می‌آید که یکمرتبه سه مرد را دیدم که وارد اتاق شدند. آنها که صورت خود را بسته بودند با تهدید کردن ما به قتل از من و یاسین خواستند صدایمان درنیاید.

سپس طنابی در آورده و دست و پای یاسین را با آن بستند. بعد هم با چاقو و چوب به جان مرد بیچاره افتادند و او را آنقدر زدند تا مرد. آنها به من که از ترس زبانم بند آمده بود رحم کرده و سراغ جواهرات را از من گرفتند. بعد هم طلاها را برداشته و از خانه فرار کردند. بچه هایم تمامی این لحظات را در خواب بودند و این کارها آنقدر بی‌سر و صدا انجام شد که هیچ کدام‌شان بیدار نشدند.»

بازپرس پرونده پس از شنیدن حرف‌های این زن با نگاهی بسیار مشکوک به حرف‌های وی گوش داد چرا که کارآگاهان پلیس آگاهی در گزارش خود نوشته بودند که بررسی صحنه جرم توسط آنها نشان داده است که هیچ ردی از سارقان در محل وجود ندارد و فرضیه سرقت فرضی تقریبا نامحتمل است.

به همین خاطر قرار بازداشت این زن تمدید و از آنجا که احتمال می‌رفت پای یک قتل هوی و هوسی در کار باشد حبیبه بار دیگر مورد بازجویی قرار گرفت.

این زن سرانجام پس از چند ماه به ساختگی بودن داستان خود و جنایت اعتراف کرد: من با مردی به نام بشیر که از قوم و خویش دور ما بود ارتباط داشتم. وی به من ابراز علاقه کرد. به مرور علاقه مان به هم زیاد شد و تصمیم گرفتیم با هم ازدواج کنیم اما برای این کار مانع بزرگی به نام یاسین داشتیم. روی همین حساب با بشیر صحبت کردم و از او نظر خواستم. وی گفت راهی جز کشتن شوهرت وجود ندارد و من حاضرم این کار را انجام دهم. شب حادثه من در خانه را باز گذاشتم تا بشیر وارد خانه شد. ساعتی بعد بشیر با نقابی که بر صورت داشت وارد شد و پس از غافلگیر کردن یاسین دست و پای او را بسته و وی را با چوب و چاقو کشت. بعد هم جواهرات مرا با خود برد تا سناریوی دروغ سرقت منجر به قتل ما درست از کارآید.

با این اعترافات بشیر هم بازداشت شده و به جرم خود اقرار کرد. وی که به تازگی ازدواج کرده بود گفت نقشه این قتل را حبیبه کشیده است و پس از رابطه با این زن تصمیم به قتل شوهرش گرفته است.

این دو متهم حتی صحنه قتل را هم بازسازی کردند اما در مرحله اخذ آخرین دفاع در جریان بازپرسی منکر این قتل شدند. در این مرحله حبیبه با بیان اینکه تحت فشار ماموران تن به این اعترافات داده است، گفت: شوهرم مباشر مالی تاجری پولدار بود که بعد از مدتی ورشکسته شد و به نقطه‌ای نامعلوم گریخت. شوهرم مجبور بود بدهی‌های این مرد را به طلبکاران وی بپردازد اما چون توانایی این کار را نداشت توسط طلبکاران تاجر کشته شد.

بشیر نیز با کذب خواندن اعترافات اولیه‌اش مدعی شد از آنجا که دلش برای حبیبه سوخته است این قتل را گردن گرفته است.

با این وجود برای هر دو متهم قرار مجرمیت صادر شد و هر دو به شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران منتقل شدند اما جسله محاکمه به خاطر عدم حضور وکیل مدافع بشیر منتفی شده و قرار شد در آینده‌ای نزدیک برگزار شود.